خرید بک لینک

نگاهش را به چشمت دوخت زینب
ز چشمان تو صبر آموخت زینب
به لب های تو می زد چوب، بوسه
به پیش چشم تو می سوخت زینب
***
فدای ذکر یارب یارب تو
چه اشکی دارد امشب زینب تو
به لب آورده جان کاروان را
به هر چوبی که می زد بر لب تو
***
تمام روضه آن شب بر ملا بود
گمانم کربلا در کربلا بود
بمیرم بوسه های خیزرانی
فقط یک روضه ی طشت طلا بود
شاعر:یوسف رحیمی

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

وقتی رسید قافله در مجلس یزیدبالا گرفت قائله در مجلس یزیداشک سر بریده در آمد که پا گذاشتزینب میان سلسله در مجلس یزیدزینب رسید و دور و برش جمع خسته ایبا پای پر ز آبله در مجلس یزیدداغ رباب تازه شد آن لحظ

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

حسین بابا ، حسین باباحسین بابا ، حسین بابااگر نازی کند دختر ، خریدارش بود بابابزرگی کن ببوس این دخترکوچکتر خود رانهان از چشم طفلان آمدم تا در برم گیریبگیر یک بار دیگر در بغل این دختر خود رابه گهواره ن

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

سبک دشتیاگر دست پدر بودی به دستمچرا من در خرابه می نشستماگر می بود بابای نکویمنمی زد شمر دون سیلی به رویم***بابا چرا سر از خاك یک لحظه بر نداریحق داری ای پدر جان زیرا که سر نداریما را رسوا کردند با ضر

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

با سینهای که آتش از آن شعله میکشیدناله برای کشته دیوار و در کشید او بود و خاک حجره و یک ناله ضعیفآری نفس نفس زدنش تا سحر کشید یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمودگاه سحر به جانب جانانه پر کشید در انتظار

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

بین حجره ست و کسی نیست به دادش برسدکاش تا جان نسپرده است جوادش برسد خیره مانده ست به در چشم ترش میسوزدکرده سم کار خودس را ، جگرش میسوزد کیست بر حال دل مضطر او گریه کندخواهرش نیست که بالا سر او گریه کن

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

آقایمان آمد عبا روی سرش بودرنگ کبودی برتمام پیکرش بود درکوچه یاد ماجرای کوچه افتادیافاطمه یافاطمه ذکرلبش بود دستی به پهلو دست دیگر روی دیوارپهلو گرفتن یادگار مادرش بود او در میان حجرهای دربسته اماصد

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

اشعار شهادت حضرت امام رضا(ع) ای که اعضای تو از زهر جفا می لرزدبا زمین خوردن تو ارض خدا می لرزد بارها پا شدی و باز به خاک افتادیبا زمین خوردن تو عرش خدامی لرزد به خدا ناله تو کی به مدینه برسدخواهرت تا

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

به خاک حُجره رُخش را چو آشنا می کردگرفته بود دلش… یاد کربلا می کرد اگر غریب نبود پس چرا چنان مادر برای آمدن مرگ خود دعا می کرد به یاد کوچه زمین می نشست و بر می خواستدرون خویش یقین یاد مرتضی می کرد نبو

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

شعر – رضا غریب الغربا رضا معین الضعفاقربون کبوترای حرمت امام رضاقربون این همه لطف وکرمت امامرضااز روزی که با تو آشنا شدم امام رضامورد رحمت خدا شدم امام رضارضا غریب الغربا رضا معین الضعفادست هر بنده که

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:30

صفحه بندی